فروتنی

فروتنى آن است
كه علم و كمال و فضیلت و هنر را به خود منسوب نكنى
بلكه همه را از جانب خداى بينى
زيرا آن كمالات جمله نور الهى است
كه از آيينه وجود تو بر مردمان تابيده است
پس شايسته است كه خود را مديون و مرهون الطاف الهى دانى
و شكر و سپاس گويى
كه تو را واسطه در فيض کردند
و كليد گنج رحمت بخشیدند
نه آنكه چون طاووس مفتون جمال خويش گردى
و گرد و خاكِ غرور و خودپسندى
بر سر اين و آن ريزى...


باده در ده چند از اين باد غرور
خاك بر سر نفس بد فرجام را

7 سوال مهم که به شما کمک می کند هدف زندگی تان را بیابید

بسیاری از ما نمی‌دانیم که دوست داریم با زندگی‌مان چه کنیم. حتی بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه یا پیدا کردن کار و شروع به کسب درآمد هم ممکن است همچنان پی نبرده باشیم که واقعا چه می‌خواهیم. پیدا کردن هدف زندگی، مسئله‌ای‌ست که تقریبا همه در آغاز دوران بزرگ‌سالی‌شان با آن درگیر می‌شوند. اما سوالی مثل «هدف زندگی من چیست؟» اینقدر بزرگ است و این‌قدر می‌تواند پاسخ‌های گسترده و متفاوتی داشته باشد که پرسیدن‌اش خیلی‌ها را دچار سردرگمی یا حتی یاس و ناامیدی می‌کند. اما هرچقدر هم پیچیده و ترس‌ناک، این سوالی‌ست که هرکسی باید از خودش بپرسد. در روز اول از هفته‌ی رویداد (با عنوان توسعه‌ی فردی با یافتن علایق) می‌خواهیم باهم این سوال را ساده‌تر کنیم و در چند مرحله پاسخ‌اش را بیابیم تا شما هم بتوانید هدف زندگی‌تان را بیابید.

ادامه نوشته

خوشبختی و بدبختی !؟

ما نمی دانیم که خوشبختی و بدبختی فی نفسه چیست، ولی می دانیم عدم تناسب بین آرزوها و توانایی برآوردن آن است که سبب بیچارگی می شود.
اگر انسان می خواهد خوشبخت باشد باید زندگانی را در خویشتن متمرکز سازد و اراده و آرزوی خود را در حدود توانایی خویش به کار ببرد.

کتاب امیل
#ژان_ژاک_روسو
#انتشارات_قاصدک_صبا
#غلامحسین_زیرک_زاده

خوشبختی و بدبختی !؟

در این دنیا نه خوشبختی هست و نه بدبختی فقط مقایسه یک حالت با حالتی دیگر است.تنها کسی که بیشترین درجه بدبختی را شناخته باشد میتواند بیشترین درجه خوشبختی را نیز درک کند.انسان باید در حال مرگ باشد تا بداند زنده بودن چقدر خوب است.

کتاب کنت مونت کریستو
الکساندر دوما

فیلسوف و آرایشگر

می گویند ، فیلسوفی خداشناس برای اصلاح به آرایشگاه رفت . در بین کار گفتگوی جالبی بین

آندو درباره ی خدا در گرفت .

آرایشگر گفت : من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد !

فیلسوف پرسید : چرا ؟!

آرایشگر گفت : کافیست به خیابان بروی و ببینی ، مگر میشود با وجود خدای مهربان این همه

درد و رنج و بیماری وجود داشته باشد ؟!

فیلسوف چیزی نگفت و پس از اتمام کار اصلاح رفت . به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد ، مردی

را در خیابان دید با موهای ژولیده و کثیف . با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت : 

می دانی ، به نظر من آرایشگرها وجود ندارند !

آرایشگر خنده ای از روی تمسخر و تعجب کرد و گفت : چرا این حرف را میزنی ؟! من اینجا هستم

و همین الآن موهای تو را مرتب کردم .

فیلسوف با لحنی اعتراض آمیز گفت : پس چرا کسانی مثل آن مرد ژولیده مو بیرون از آرایشگاه

وجود دارند ؟

آرایشگر گفت : آرایشگرها وجود دارند ، فقط این مردم به ما مراجعه نمی کنند .

فیلسوف گفت : بله ، دقیقأ همینطور است . خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمی کنند .

برای همین است که این همه درد و رنج و بیماری در دنیا وجود دارد ..

از من شمشیر فولادی بساز !

آهنگری پس از سپری شدن دوران جوانی اش تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزکاری، در شرایط خوبی زندگی نمی کرد. حتی مشکلاتش مدام بیشتر می شد. یک روز دوستی که به دیدنش آمده بود، از وضعیت دشوارش مطلع شد و گفت: واقعاً عجیب است، درست بعد از این که تصمیم گرفتی مرد خداترسی شوی، زندگی‌ات بد تر شده است.

ادامه نوشته

تمرکز و تفکر با هدفمندی

روان شناسان می گویند: میزان تمرکز فکر و حضور ذهن با میزان هدفمندی و تعهدپذیری، نسبت مستقیم دارد. وجود هدف و پایبندی و تعهد به آن، شبیه یک مغناطیس و مرکز جاذبه در ذهن عمل می کند. کسی که دچار پراکندگی افکار و عدم تمرکز فکر است، در واقع افکارش که نماینده تصمیم ها و خواسته های پراکنده و ناهماهنگ در زندگی جاری اش هستند، از مرکزیت و تعادل خارج شده اند، زیرا در چنین آشفتگی، فضای ذهن او همیشه جولانگاه خواسته ها ، هوس ها ، وسواس ها و بی تصمیمی ها است. شخص هدفمند نیز مانند افراد دیگر با تضادها، وسوسه ها و سستی هایی در راه اهداف خود، روبه رو می شود و بدون شک بارها اشتباه و اصطلاحاً شکست را نیز تجربه می کند، ولی چون یک سکوی توجه پر جاذبه در ذهن و زندگی خود دارد، حفره های سستی و هوس به این سادگی نمی توانند او را به کام خویش بکشند. زیرا جاذبه ی سکوی از پیش ساخته شده ی آرمان اصلی او، نیرومندتر و جذب کننده تر از جاذبه های دیگر است و به همین دلیل اگر افکار او برای مدتی هم سرگردان و مشوش گردد باز به سوی مرکز جاذبه، که همان هدف اصلی او است، کشیده شده و سرانجام مستقر می‌شود.

«برای به دست آوردن کفایت ها و گوهرهای اقیانوس ذهن که گرانبهاترین آنها «تمرکز فکر» است، ابتدا«هدفمند» شوید.»

منبع : کانون یوگا

خودشکنی

چوپان بيچاره خودش را كشت كه آن بز چالاك از آن جوي آب بپرد نشد كه نشد.

او مي‌دانست پريدن اين بز از جوي آب همان و پريدن يك گله گوسفند و بز به دنبال آن همان.

عرض جوي آب قدري نبود كه حيواني چون نتواند از آن بگذرد... نه چوبي كه برتن و بدنش مي‌زد سودي بخشيد و نه فريادهاي چوپان بخت برگشته.

پيرمرد دنيا ديده‌اي از آن جا مي‌گذشت وقتي ماجرا را ديد پيش آمد و گفت من چاره كار را مي‌دانم. آنگاه چوب دستي خود را در جوي آب فرو برد و آب زلال جوي را گل آلود كرد.

بز به محض آنكه آب جوي را ديد از سر آن پريد و در پي او تمام گله پريد.

چوپان مات و مبهوت ماند. اين چه كاري بود و چه تأثيري داشت؟

پيرمرد كه آثار بهت و حيرت را در چهره چوپان جوان مي‌ديد گفت:

تعجبي ندارد تا خودش را در جوي آب مي‌ديد حاضر نبود پا روي خويش بگذارد

آب را كه گل كردم ديگر خودش را نديد و از جوي پريد.

... و من فهميدم اين كه حيواني بيش نيست پا بر سر خويش نمي‌گذارد و خود را نمي‌شكند چه رسد به انسان كه بتي ساخته است از خويش و گاهي آن را مي‌پرستد

من کی ام ؟


عارف ناشناسی می گوید : 

مراد از خداجویی نه آن است که او را پیدا کنی، بلکه تو باید از گمگشتگی پیدا شوی یعنی خود

 را بشناسی.


قیمت هر کاله میدانی که چیست             قیمت خود را ندانی ابلهی  است

جان جمله علم ها این است این               که بدانم من کی ام در یوم دین

مولانا

مقصد و راه

شاید کمتر فرصتی پیش آید که  ما جوانان در این معنا تأمل کنیم که هدف چه نقش در زندگییمان ایفا می کند، ولی احتمالاً آگاه گشتن با برخی از تأثیرات مطلوب و سازنده هدفداری ، آرامش بخش است و من به اختصار در اینجا به آنها میپردازم :
 
1- انتخاب هدف در زندگی جوانان ، موجب تمرکز قوای فکری و وحدت وجودآنان می شود و از هرزرفتن توانایی هایشان مانع می شود.
 
2- قاطعیت و جدیت از پیامدهای مطلوب هدفداری نسل جوان است . زیرا آن کس که می داند از زندگی چه می خواهد ، درمقابل با حوادث غافلگیر نخواهد شد.
 
3- حل تعارض ها و تردیدها ی کشنده زندگی ، با انتخاب هدفی مطلوب ، میسر است.سرگردان‎های بی پایان برخی از جوانان ، معلول نداشتن هدف روشن و مشخص است.
 
4- قدرت تأثیر گذاری نسل جوان بر اطرافیان ، به نوع هدف زندگی بستگی دارد .هدفداری به جوانان ، سرعت عمل، انتخاب مؤثر و قابل دفاع و صراحت خاصی می بخشد.
 
5- بهره گیری از فرصت ها یا به عبارتی " مدیریت زمان" از آثار مطلوب هدفداری است، زیرا کسی که به خوبی می داند، " هدف اعلای زندگی چیست" ، فرصت ها را خود می سازد و منتظر فرا رسیدن فرصت نمی ماند.
 
منبع : وبلاگ هدف از زندگی

برداشت شخصی:
با توجه به متن بالا باید ابتدا به دنبال اهدافمان باشیم و برای رسیدن به این اهداف باید سوالاتی از خودمان بپرسیم .
شما فکر می کنید که چه سوالاتی می توان برای برای پیدا کردن بهترین مقصد و راه پرسید ؟

خود آگاهی

يكي از مهارتهاي مهمي كه مي تواند به انسانها كمك كند تا در مقابل آسيبهاي مختلف رواني و اجتماعي از خود دفاع كنند و سلامت خود را تأمين نمايند ، مهارت خودآگاهي است.

 

ادامه نوشته

قدرت ضمير ناخود آگاه

قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را درک کنید؛ اگر واقعاً قصد دارید که در زندگی خود به موفقیت و کامیابی دست پیدا کنید، باید بدانید که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار می کند و از خود واکنش نشان می دهد. باید به این امر اعتقاد داشته باشد که هیچ گاه برای دست یابی به رویاها و  آرزوها دیر نیست.

"هیچ گاه برای تبدیل شدن به آن فردی که می خواهید، دیر نیست." جرج الیوت

مغز انسان به دو قسمت تقسیم می گردد: خودآگاه و ناخودآگاه. شاید تا کنون بارها از زبان دانشمندان شنیده باشید که افراد تنها از 10% ذهن خودآگاه خود استفاده مینمایند. باید توجه داشت که ضمیر ناخودآگاه بسیار بزرگ تر و نیرومند تر عمل می کند و در حدود 90% دیگر از واکنش های ذهنی ما را نیز همین قسمت تحت کنترل خود دارد. آیا می دانید ممکن است در زندگی شما چه اتفاقاتی روی دهد اگر بتوانید به طور کامل از ضمیر ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنید؟ بله می توانید از قدرت جادویی آن برای پیشبرد و ارتقای زندگی خود بهره بگیرید.

عملکرد ضمیر ناخودآگاه

ضمیر ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه می دارد. هر چیزی را که در زندگی خود با حواس پنجگانه مان احساس می کنیم ، تمام چیزهایی را که می بینیم، می شنویم، حس می کینم، می چشیم و بو می کنیم برای تحلیل و بررسی های آتی به ذهن فرستاده می شوند و در قسمت ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره خواهد شد.

در این قسمت از ذهن، نوعی مرجع کامل پیرامون کلیه وقایع زندگی ما درست میشود. فرض کنید شما یک تجربه منفی را در زندگی خود بدست آورده باشید، در این شرایط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان دیگری با یک چنین رویدادی به طور مجدد در زندگی خود مواجه شوید، ضمیر ناخودآگاه به طور اتوماتیک آن خاطره منفی را به یاد می آورد و فوراً احساسات، تصاویر و خاطرات مشابه را به ذهن می فرستد. کلیه خاطرات گذشته را به یاد شما می آورد و به شما آموزش می دهد که چگونه می توانید با در نظر گرفتن کلیه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهید.

یک نمونه مناسب که می توان در این زمینه مطرح کرد، مثال همان کتری پر از آب در حال جوشیدن است. اگر دست شما یک مرتبه با کتری بسوزد در ذهن شما حک میشود که کتری داغ بوده و می تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسیب وارد سازد. اگر یک چنین قابلیتی را نداشتیم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه میدادیم.

ضمیر ناخودآگاه این قابلیت را دارد که در آن واحد کارهای متفاوت را انجام داده و واکنش های بیشماری را بررسی کند. در عین حال شما می توانید راه بروید، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و ... کلیه این وقایع در ذهن فرد ثبت می شود.

لازم به ذکر است که ذهن انسان به صورت 24 ساعته در حال فعالیت می باشد، یکسره و بدون توقف و استراحت.

یکی دیگر از نمونه های بارز ضمیر ناخودآگاه، رانندگی است. زمانیکه شما در حال رانندگی هستید، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمی کنید و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمی دهید، بلکه همه ی کارها را به صورت اتوماتیک وار انجام می شوند، شما فقط رانندگی می کنید.

نکته مثبتی که در مورد ضمیر ناخواگاه وجود دارد این است که ما را قادر می سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملی کنیم. می توانید ذهن خود را طوری برنامه ریزی کنید که سبب موفقیت شما در تمام عرصه های زندگی گردد.

کلیه افکار، رفتار، و تجربیاتی که از طریق ذهن خوآگاه درک می گردند، در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت و ضبط می شوند، اما نکته جالبی که باید در این زمینه به خاطر داشت آن است که ضمیر ناخوآگاه هیچ گونه تفاوتی میان واقعیت ها و تصورات ذهنی فرد قائل نمی شود. برای ضمیر ناخودآگاه فرد محدودیتی در زمینه زمان و مکان وجود ندارد.

یکی از بهترین تکنیک هایی که از طریق آن می توانید ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنید، این است که موفقیت را در ذهن خود به تصویر بکشید. این کار به شما کمک می کند تا بتوانید به صورت خودآگاه جذب چیزهایی بشوید که آنها را میخواهید. به این منظور می بایست تصاویری را که برایتان خوشایند هستند در ذهن خود مجسم کنید. این تجسم هم شامل احساسات شما می شوند و هم افکارتان.

فکر کردن به چیزهای خوب و مثبت همچنین می تواند ضمیر ناخودآگاه رادر رسیدن به موفقیت ترغیب کند. شما این قدرت را دارید که افکار خودتان را انتخاب کنید. باید نسبت به چیزهایی که فکر می کنید، آگاه بوده و آنها را به طور کنترل تحت کنترل خود در آورید. به هر چیزی که فکر می کنید، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده می شود و ضمیر ناخودآگاه نیز آنرا به عنوان یک حقیقت می پذیرد. هیچ گاه به خودتان نگویید که: "من شکست می خورم"، "توانایی انجام این کار را ندارم"، و یا "قابلیت انجام چنین کاری را ندارم"؛ چراکه ضمیر ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان یک حقیقت آنرا می پذیرد.

باید به ضمیر ناخودآگاه خود آموزش دهید که فقط به موفقیت، شادی، کامیابی، و سلامت و عشق فکر کند.

با استفاده از ضمیر ناخودآگاه خود می توانید موفقیت، ثروت، شغل مناسب، خانه زیبا، ماشین دلخواه، و هر چیز دیگری را که فکرش را بکنید به زندگی خود وارد کنید. میتوانید جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنید. زمانی هم که آنها را تکرار می کنید، در ذهن خود به تصویر بکشید و آنها راحس کرده و لذت ببرید.

ما با قدرت و نیروی خاصی که در ضمیر ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنیا می گذاریم. فقط باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم تا بیشترین حد از آن استفاده نماییم.

اگر شما تمایل شدیدی به موفقیت داشته باشید، می توانید قدرت، نیرو و توان ضمیر ناخودآگاه خود را به منسه ظهور برسانید.

به امید رسیدن شما به بهترین ها

 

نويسنده: ميلاد ربيعا