هنر جنگ
بالاترین درجه از هنر جنگ آوری ، غلبه بر دشمن بدون جنگ است .
سان تزو - کتاب هنر جنگ ( The art of war )
بالاترین درجه از هنر جنگ آوری ، غلبه بر دشمن بدون جنگ است .
سان تزو - کتاب هنر جنگ ( The art of war )
درست هنگامي است که همه در يک بدهکاري بسر مي برند و هر کدام برمنباي اعتبارشان زندگي را گذران مي کنند.
ناگهان، يک مرد بسيار ثروتمندي وارد شهر مي شود.
او وارد تنها هتلي که در اين ساحل است مي شود، اسکناس 100 يوروئي را روي پيشخوان هتل ميگذارد
و براي بازديد اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا مي رود.
صاحب هتل اسکناس 100 يوروئي را برميدارد و در اين فاصله مي رود و بدهي خودش را به قصاب مي پردازد.
قصاب اسکناس 100 يوروئي را برميدارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک مي رود و بدهي خود را به او مي پردازد.
مزرعه دار، اسکناس 100 يوروئي را با شتاب براي پرداخت بدهي اش به تامين کننده خوراک دام و سوخت ميدهد.
تامين کننده سوخت و خوراک دام براي پرداخت بدهي خود اسکناس 100 يوروئي را با شتاب به داروغه شهر که به او بدهکار بود ميبرد.
داروغه اسکناس را با شتاب به هتل مي آورد زيرا او به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگاميکه دوست خودش
را يکشب به هتل آورد اتاق را به اعتبار کرايه کرده بود تا بعدا پولش را بپردازد.
حالا هتل دار اسکناس را روي پيشخوان گذاشته است.
در اين هنگام توريست ثروتمند پس از بازديد اتاق هاي هتل برميگردد و اسکناس 100 يوروئي خود را برميدارد
و مي گويد از اتاق ها خوشش نيامد و شهر را ترک مي کند.
در اين پروسه هيچکس صاحب پول نشده است.
ولي بهر حال همه شهروندان در اين هنگامه بدهي بهم ندارند همه بدهي هايشان را پرداخته اند و با
يک انتظار خوشبينانه اي به آينده نگاه مي کنند.
خوب است بدانيد، که دولت انگلستان ازآغاز تا کنون در طول دوره موجوديتش، به اين نحو معامله مي کند!!!!
این اشتباهات بزرگ به طرز عجیبی رایج هستند. مطمئن شوید که مرتکب هیچ یک از این اشتباهات نشوید.
پاسخ دادن به موضوعاتی که مشتری درباره آن سوال نکرده است.
مذاکرهکنندگان با تهدیدات ماهرانه و کنترل شده، امتیازات بیشتری کسب میکنند تا با کلمات خشم آمیز.
نظرات متفاوتي در مورد ابراز خشم در مذاکرات وجود دارد:
بعضی میگویند، باید احساسات واقعی خود را پشت یک چهره بیاحساس و بی تفاوت پنهان کنید، بعضی دیگر توصیه میکنند حتی اگر عصبانی نیستید، با عصبانیت رفتار کنید، مانند آنچه اغلب وکلا انجام میدهند. با این حال یافتههای جدید محققان در زمینه مذاکرات نشان میدهد که هر دوی این نصیحت ها بیش از حد ساده انگارانه هستند و تاکتیک موثرتری را برای مذاکرات دشوار پیشنهاد میکنند که (همان)تهدیدات به موقع و آشکار است.
حتی اگر یک مدیر اجرایی با تجربه باشید گاهی متوجه میشوید که خیلی سخت است که به دیگران بگویید در کجاها نیاز به اصلاح دارند. به سادگی میتوان از عملکرد مناسب تمجید کرد، هر کسی دوست داردکه دیگران از کارش تعریف کنند. اما وقتی به نظر میرسد که دیگر لازم است با جدیت با کارمند خود برخورد کنید، چه رویکردی را در نظر میگیرید؟
در اینجاروشهای موثر برای انتقاد را مرور میکنیم:
1. بیان انتقاد به شکل بازخورد
2. بیان انتقادات به صورت مداوم
3. تقسیم کردن انتقادات به بخشهای کوچک
4. انتقاد کردن با پرسیدن سوال.
5. شنیدن، آگاه شدن و آموختن
6. اشاره شما به رفتارها باشد نه افراد

روان شناسان می گویند: میزان تمرکز فکر و حضور ذهن با میزان هدفمندی و تعهدپذیری، نسبت مستقیم دارد. وجود هدف و پایبندی و تعهد به آن، شبیه یک مغناطیس و مرکز جاذبه در ذهن عمل می کند. کسی که دچار پراکندگی افکار و عدم تمرکز فکر است، در واقع افکارش که نماینده تصمیم ها و خواسته های پراکنده و ناهماهنگ در زندگی جاری اش هستند، از مرکزیت و تعادل خارج شده اند، زیرا در چنین آشفتگی، فضای ذهن او همیشه جولانگاه خواسته ها ، هوس ها ، وسواس ها و بی تصمیمی ها است. شخص هدفمند نیز مانند افراد دیگر با تضادها، وسوسه ها و سستی هایی در راه اهداف خود، روبه رو می شود و بدون شک بارها اشتباه و اصطلاحاً شکست را نیز تجربه می کند، ولی چون یک سکوی توجه پر جاذبه در ذهن و زندگی خود دارد، حفره های سستی و هوس به این سادگی نمی توانند او را به کام خویش بکشند. زیرا جاذبه ی سکوی از پیش ساخته شده ی آرمان اصلی او، نیرومندتر و جذب کننده تر از جاذبه های دیگر است و به همین دلیل اگر افکار او برای مدتی هم سرگردان و مشوش گردد باز به سوی مرکز جاذبه، که همان هدف اصلی او است، کشیده شده و سرانجام مستقر میشود.
«برای به دست آوردن کفایت ها و گوهرهای اقیانوس ذهن که گرانبهاترین آنها «تمرکز فکر» است، ابتدا«هدفمند» شوید.»
منبع : کانون یوگا
همواره از خود و دیگران میپرسیم که از مدیر منتخب مان چه انتظاری داریم و مدیران موفق باید دارای چه خصوصیاتی باشند؟
در چند هفته گذشته سعی کردم انتظاراتی که معمولا از مدیران وجود دارد را دستهبندی کنم. به سراغ نشریات رفتم، مقالات و تحلیلها، نظرات موافق و مخالف این تحلیلها و سایر مباحث در این باره را دنبال کردم.
مسلما این مباحث با معیارهای ارزشی که در مباحث آکادمیک و دنیای واقعی برای مدیران در نظر گرفته میشود همخوانی زیادی داشتند و باید توجه داشت اصول گفته شده در این مباحث تغییرناپذیر نیستند؛ به طور خلاصه میتوان گفت که این پنج ویژگی اصلی در مدیران بیشتر از سایر ویژگیها مورد توجه است:
وضوح: باید هر مدیری در ابتدا هدف خود را به وضوح بیان کند. آنها باید بگویند قصدشان چیست، چه کاری میخواهند انجام دهند و چگونه میخواهند این کار را انجام دهند. چنین چیزی نیازمند صراحت است. ابهام در گفتار یا مفهوم مانند وعدههای غیرشفاف و مبهم، همکاران شما را ناامید میکند.
ثبات: ثبات در کار برای مدیران امری حیاتی است .کارمندان تمایل دارند، مدیران ارشد در هر جایی مسیر روشنی را دنبال کنند تا دقیقا بتوان فهمید که اکنون کجا هستند و هدف نهایی آنها چه خواهد بود.ثبات در مدیریت به دیگران اجازه میدهد تا عملکرد بهتری داشته باشند و بهرهوری آنها با مشخص بودن هدف بیشتر شود. به این ترتیب اگر زمانی مجبور به تغییر و انتخاب مسیر جدیدی شوید، ثبات تضمین میکند که عملکرد جدید با آگاهی و رعایت اولویتها انجام میگیرد. ثبات باعث حداقل شدن اقدامات شگفت آور ناگهانی میشود.
تداوم حرکت: وقتی مدیریت شما در یک سازمان آغاز میشود، همه تمایل دارند شاهد عملی شدن وعدههای مدیر خود باشند. معمولا از یک مدیر انتظار میرود نتایج را مدیریت کند و در نهایت کاری ارزشمند ارائه شود. نمیخواهیم ببینیم که مدیران بعد از انتخاب شدن وعدههایشان را فراموش کرده اند.
اصالت: اصالت مفهوم دشواری دارد، اما یکی از شاخصهای همدلی و باورداشتن است. کارمندان میخواهند با مدیران خود احساس رابطه نزدیک داشته باشند.
میخواهیم بدانیم که مدیران واقعا همان کسانی هستند که خودشان میگویند و در موقعیتهایی که پیش میآید با شرکت و کارمندان احساس همدلی دارند. ما از مدیران میخواهیم علاوه بر دیدن دنیا از دید خودشان آن را از دید ما هم ببینند.
اشتیاق: اشتیاق اولین چیزی است که هر مدیری باید آن را داشته باشد. اشتیاق معرف هیجان انگیزی است که مهم بودن هدف را اعلام میکند و نشان میدهد که مدیران نه فقط از روی وظیفه که از روی احساسات درونی نیز متعهد هستند. اشتیاق مدیران برای عمل به وظایفشان نشان دهنده حسی است که میگوید پروژه دارای انگیزه و انرژی درونی است.
به این ویژگیها نه تنها در قالب خصیصههای یک مدیر، بلکه برای خودتان فکر کنید. آیا شما در حین انجام وظایف خود وضوح، ثبات، تداوم حرکت، اصالت و اشتیاق دارید؟
منبع : روزنامه دنیای اقتصاد
شکارچی پرنده، سگ جدیدی خریده بود. سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ می توانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.
او و دوستش شکار را شروع کردند و چند مرغابی شکار کردند. بعد به سگش دستور داد که مرغابی های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغابی ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت.
در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟
دوستش پاسخ داد: «آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا کند.»
بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند. روی وجوه منفی تیم های کاری متمرکز نشوید. با توجه به جنبه های مثبت و نقاط قوت، در کارکنان و تیم های کاری ایجاد انگیزه کنید. آیا شما با چنین افرادی همکار بوده اید؟
مترجم: سیمین راد
گام اول در کنترل زمان، تعیین اهداف بلندمدت و برنامههای کلی است. چگونه این نکته را بیاموزیم؟ در ابتدا باید برنامههای کاری کلی و بلندمدت داشته باشید. کسبوکارهای موفق اغلب تا چندین سال آیندهشان را برنامهریزی میکنند. اما برنامهریزیهای سالانه یا بلندمدت به تنهایی کافی نیستند. این برنامههای بلندمدت بیش از هر چیز یک دورنمای کاری محسوب میشود.
نه قانون هدفگذاری
هدفگذاری مفهوم نسبتا جدیدی است، هر چند قوانین هدفگذاری مانند قوانین فیزیکی حرکت یا جاذبه از آغاز جهان وجود داشته اند.ما ممکن است از این قوانین آگاه نباشیم اما این به آن معنا نیست که آنها در زندگی ما تاثیر نمی گذارند.
پس کاملا به آنها دقت کنید:
مدرک تحصیلی خود را از دانشگاه دریافت کردهاید. اکنون زمان مواجه شدن با واقعیت در هدایت یک کسب و کار است. واقعیتهایی که در زیر ارائه شدهاند، در دانشگاه تدریس نمیشوند.
در سالهای دهه 1980، یک گروه موسیقی که تعدادی زیادی نمایش در سال اجرا میکرد، قراردادی با مفاد متعدد تنظیم کرده بود و برای عقد قرارداد با سالنهای نمایش از آن استفاده میکرد. در این قرارداد تمام جزئیات تکنیکی برق، تجهیزات صحنه نمایش و غیره قید شده بود و سالندار موظف بود طبق قرارداد همه آنها را به صورت خواسته شده به گروه موسیقی ارائه دهد. در بین مفاد قرارداد، یک ماده گنجانده شده بود و در آن خواسته شده بود یک کاسه اسمارتیزهای رنگی در اتاق پشت صحنه ارائه شود که در آن اسمارتیز قهوهای وجود نداشته باشد. در آن زمان این قرارداد با این تفصیل و این ماده غیرمعمول باعث خنده و مسخره در بین جامعه موسیقی شده بود.
رهبر این گروه موسیقی در زندگینامه خود در این مورد هم صحبت کرده است. او میگوید: در چند اجرا، مشکلات فنی خطرات جدی برای همکارانم به وجود آورده بود و نزدیک بود کل برنامه نمایش خراب شود. تصمیم گرفتیم این ماده را به قرارداد اضافه کنیم. من نمیتوانستم در هر اجرا چند ساعت وقت بگذارم و مثلاً میزان آمپر برق موردنیاز را در هر پریز برق چک کنم. بنابراین وقتی میخواستیم کارمان را در یک سالن شروع کنیم به اتاق پشت صحنه میرفتم و ظرف اسمارتیز را چک میکردم. اگر ظرف وجود نداشت یا در آن اسمارتیز قهوهای بود، احتمال بروز خطای فنی میدادم و از سالندار میخواستم کلیه تجهیزات را دوباره مطابق با قرارداد چک کند. به عبارت دیگر، به این روش متوجه میشدم که سالندار همه مفاد قرارداد را به دقت نخوانده است.
مانند رهبر این گروه موسیقی، ما هم وقت و توان کافی برای بررسی همه وجوه کسب و کارمان را نداریم. اما اگر کمی زرنگی به خرج دهیم، نیازی به بررسی همه جزئیات نخواهد بود. چه خوب میشود اگر سیستمهای کاری و سازمانیمان پیش از بروز مشکلات، خود آنها را اعلام کنند. اگر چه این تفکر شاید خیالپردازانه باشد اما این گروه موسیقی به آن دست یافته است. اسمارتیزهای قهوهای در کسب و کار شما چیست؟
جدي ترين اشتباهات نتيجه پاسخ هاي غلط نيستند بلكه محصول پرسش هاي غلط هستند.
::پیتر دراکر::
تعلل يكي از جديترين اتلافكنندههاي زمان است. تلاش براي جلوگيري از تعلل، نشاندهنده تعهد ما براي به كار بستن اصول مديريت است. طبق اولين اصل مديريت، بايد تحليل كنيد كه در چه مواردي تعلل ميورزيد و براي گريز از كارهاي سخت و ناخوشايند از چه بهانهها و دلايلي استفاده ميكنيد.
یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه... جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم... منشی می پره جلو و میگه: «اول من ، اول من !...
من می خوام که توی باهاماس ب...اشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم»... پوووف! منشی ناپدید میشه... بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: «حالا من ، حالا من!... من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه... بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه... مدیر میگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن
۱ . کنجکاوی را
دنبال کنید
“من هیچ استعداد خاصی ندارم .فقط عاشق کنجکاوی هستم “
چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن
علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد .به همین دلیل
است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام . شما بیشتر در چه مورد
کنجکاو هستید ؟
پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.

كايزن ( KAI + ZEN = KAIZEN )تركيبي دو كلمه اي از يك مفهوم ژاپني است كه تعريف آن تغيير به سمت بهتر شدن يا بهبود مستمر و تدريجي است. در واقع كايزن بر اين فلسفه استوار است كه براي ايجاد بهبود در سازمان ها لازم نيست به دنبال تغييرات انفجاري يا ناگهاني باشيم ، بلكه هر نوع بهبود يا اصلاح به شرط آنكه پيوسته و مداوم باشد، ارتقاي بهره وري را در سازمان ها به ارمغان خواهد آورد؛ بهبود مستمر و تدريجي با بهره گيري از مشاركت كاركنان
SWOT( Strengths , Weaknesses , Opportunities , Threats)