تبليغاتX
بانک اطلاعات من
For the best life

مادرم خواب دید که من درخت تاکم. تنم سبز است و از هر سرانگشتم، خوشه های سرخ انگور آویزان.
مادرم شاد شد از این خواب و آن را به آب گفت.

فردای آن روز، خواب مادرم تعبیر شد و من دیدم اینجا که منم باغچه ای است و عمری ست که من ریشه در خاک دارم. و ناگزیر دستهایم جوانه زد و تنم، ترک خورد و پاهایم عمق را به جستجو رفت.
و از آن پس تاکی که همسایه ما بود، رفیقم شد.
و او بود که به من گفت: همه عالم می روند و همه عالم می دوند، پس تو هم رفتن و دویدن بیاموز.
من خندیدم و گفتم: اما چگونه بدویم و چگونه برویم که ما درختیم و پاهایمان در بند!
او گفت: هر کس اما به نوعی می دود. آسمان به گونه ای می دود و کوه به گونه ای و درخت به نوعی.
تو هم باید از غورگی تا انگوری بدوی.
و ما از صبح تا غروب دویدیم. از غروب تا شب دویدیم و از شب تا سحر. زیر داغی آفتاب دویدیم و زیر خنکی ماه، دویدیم. همه بهار را دویدیم و همه تابستان را.
وقتی دیگران خسته بودند، ما می دویدیم. وقتی دیگران نشسته بودند، ما می دویدیم و وقتی همه در خواب بودند، ما می دویدیم. تب می کردیم و گُر می گرفتیم و می سوختیم و می دویدیم. هیچ کس اما دویدن ما را نمی دید. هیچ کس دویدن حبّه انگوری را برای رسیدن نمی بیند.
و سرانجام رسیدیم. و سرانجام خامی سبز ما به سرخی پختگی رسید. و سرانجام هر غوره، انگوری شد.
من از این رسیدن شاد بودم، تاکِ همسایه اما شاد نبود و به من گفت: تو نمی رسی مگر اینکه از این میوه های رسیده ات، بگذری. و به دست نمی آوری مگر آنچه را به دست آورده ای، از دست بدهی. و نصیبی به تو نمی رسد مگر آنکه نصیبت را ببخشی.
و ما از دست دادیم و گذشتیم و بخشیدیم؛ همه داروندار تابستان مان را.


مادرم خواب دید که من تاکم. تنم زرد است و بی برگ و بار؛ با شاخه هایی لخت و عور.
مادرم اندوهگین شد و خوابش را به هیچ کس نگفت. فردای آن روز اما خواب مادرم تعبیر شد و من دیدم که درختی ام بی برگ و بی میوه. و همان روز بود که پاییز آمد و بالاپوشی برایم آورد و آن را بر دوشم انداخت و به نرمی گفت: خدا سلام رساند و گفت: مبارکت باد این شولای عریانی؛ که تو اکنون داراترین درختی. و چه زیباست که هیچ کس نمی داند تو آن پادشاهی که برای رسیدن به این همه بی چیزی تا کجاها دویدی!

" عرفان نظر آهاری "
وب سایت : نور و نار
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 17:38  توسط J a v a d  | 


www.ephoto.blog.com                                                                            by : J a v a d
06 دسامبر 2007
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 8:28  توسط J a v a d  | 

هرچقدر استراتژی جامعی برای بازاریابی داشته باشید، باز از دانستن نکاتی برای هدف گیری دقیق مشتریان محصولات و خدماتتان بی نیاز نخواهید بود. در ذیل 74 نکته ی بازاریابی برای کلیه کسب و کارهای خرد و کلان ارائه می گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 23:50  توسط J a v a d  | 

مرشدی مي خواست بهترین شاگردش را انتخاب كند...

چهار تن ازساعی ترین شاگردانش را فرا خواند.
آنان را در اتاقي قرار دادند و مرشد به آنان گفت كه:

«در اتاق به روي شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلي معمولي نيست و با يك جدول رياضي باز خواهد شد، تا زماني كه آن جدول را حل نكنيد نخواهيد توانست قفل را باز كنيد. اگر بتوانيد مسئله را حل كنيد مي توانيد در را باز كنيد و بيرون بياييد»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 10:26  توسط J a v a d  | 

كليات گياه شناسي

خاكشير گياهي است علفي يكساله يا دو ساله كه ارتفاع ساقه آن تا يك متر نيز مي رسد . پائين گياه كرك دار است در حاليكه بالاي آن بدون كرك مي باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 11:59  توسط J a v a d  | 

قالبی که یک طرح کسب و کار ارائه می‌شود نیز وابسته به شرایط ارائه است. داشتن ۳ تا ۴ شکل مختلف از یک طرح کسب و کار به ویژه در شرکت‌های نوپا غیرعادی نیست.

: Elevator Pitch یک ارائه مختصر ۳ دقیقه‌ای از خلاصه‌ مدیریتی طرح کسب و کار که اغلب به عنوان یک تیزر تبلیغاتی براي جلب توجه و نظر سرمایه‌گذاران، مشتریان یا شرکای استراتژیک بااقوه به کار می‌رود.

۲ -ارائه‌ی شفاهی طرح: یک ارائه‌ی جذاب با استفاده از ابزارهای بصری (اسلاید، نرم‌افزارهای گرافیکی و...) که محرک بحث و تبادل نظر می‌شود و مخاطب طرح را ترغیب به خواندن مکتوب طرح می‌نماید. محتوای جلسه‌ی ارائه‌ی شفاهی عمدتاً حول خلاصه‌ی مدیریتی طرح متمرکز است و تعدادی نمودارهای کلیدی که روند شاخص‌های مالی را نشان می‌دهند و مقایسه‌هایی که می‌توانند بر تصمیم‌گیری‌ها اثرگذار باشند. علاوه بر این، در صورتی که محصول جدیدی ابداع شده باشد ارائه‌ی دموی محصول نیز می‌تواند بخشی از برنامه باشد.

۳ -مستندی که در اختیار ذینفعان خارج سازمان قرار می‌گیرد، که دارای جزئیات کافی است؛ با ادبیات مناسبی نوشته، و در قالب زیبایی آماده شده است.

۴ -طرح عملیاتی درون‌سازمانی: یک برنامه‌ی کاملاً دقیق و دربرگیرنده‌ی آن دسته از جزئیات برنامه‌ریزی است که به کار ذینفع برون‌سازمانی نمی‌آید ولی مدیریت برای عملیاتی ساختن برنامه به آن نیاز دارد. سبک نوشتاری این طرح غیررسمی‌تر است و صراحت بیشتری در مقایسه با طرح‌های برون‌سازمانی دار

منبع : وب سایت طرح کسب و کار

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 8:53  توسط J a v a d  | 

چندین سال پیش در المپیک معلولین ذهنی ،در سیاتل،نه شرکت کننده معلول ذهنی در خط شروع دو صد مترقرار گرفتند.با صدای شلیک،همه هر چند بدون عجله اما با شور و اشتیاق برای برنده شدن،شروع به دویدن کردند

در این میان پسر جوانی زمین خورد(روی آسفالت لغزید) و شروع به گریه کرد.هشت نفر دیگر صدای پسرک را شنیدند،سرعتشان را کم کردند و به عقب نگاه کردند.همه با یک نظر به عقب ،تصمیم به برگشت گرفتند.یک به یک آنها .یک دختر که معلول ذهنی بود خم شد و پسرک را بوسید و گفت:این خوبش می کنه.همه نه نفر دست در دست هم به مسابقه ادامه دادند تا از خط پایان گذشتند.همه در استادیوم ایستادند لحظاتی این منظره زیبا همه را تحت تاثیر قرار داده و برای چندین دقیقه آنها را تشویق کردند
مردمی که آنجا بودند هنوز آن ماجرا را روایت می کنند.
چرا؟
آیا معلولین ذهنی از انسانهای سالم انسانی تر عمل نمیکنند؟
چه میشد اگر انسانها همه معلول ذهنی بودند؟
آیا زندگی زیباتری نداشتیم؟
آیا تکامل باعث نمیشود انسانها از هم و از خدای خود دورتر و غافل تر بشوند؟
آیا با پیشرفت تکنولوژی زندگی انسانها سخت تر نشده و انسانها بیشتر و بیشتر با مشکل کمبود وقت مواجه نیستند؟
آیا لازم نمیدانید گاهی معلول ذهنی باشیم؟
آیا ....؟
آیا ...؟
آیا ...؟
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 9:29  توسط J a v a d  | 

خدایا ! دلم باز امشب گرفته
بیا تا کمی با تو صحبت کنم
بیا تا دل کوچکم را
خدایا فقط با تو قسمت کنم

***
خدایا ! بیا پشت آن پنجره
که وا می شود رو به سوی دلم
بیا،پرده ها را کناری بزن
که نورت بتابد به روی دلم
***
خدایا! کمک کن به من
نردبانی بسازم
و با آن بیایم به شهر فرشته
همان شهر دوری که بر سردر آن
کسی اسم رمز شما را نوشته
***
خدایا! کمک کن
که پروانه شعر من جان بگیرد
کمی هم به فکر دلم باش
مبادا بمیرد
***
خدایا! دلم را
که هر شب نفس می کشد در هوایت
اگرچه شکسته
شبی می فرستم برایت

"عرفان نظر آهاری"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 23:30  توسط J a v a d  | 


www.ephoto.blog.com                                                                            by : J a v a d
29 مارس 2007
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 20:24  توسط J a v a d  | 

كليات گياه شناسي

چغندر را از قديم شناختند و حتي در حدود چهار قرن قبل از ميلاد بخواص درماني آن آَشنا بوده و از آن استفاده مي كرده اند .


چغندر بطور بومي در ناحيه مديترانه و شرق اروپا وجود داشته است و در حال حاضر در بيشتر نقاط دنيا كشت مي شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 9:22  توسط J a v a d  | 

استاد دانشگاهي از دانشجويان رشته جامعه شناسي خواسته بود تا به كوچه پس كوچه هاي كثيف و پر جمعيت بالتيمور بروند و سوابق 200 پسر نوجوان را گرد آورند. سپس از آنان خواسته بود كه نظر و ارزيابي خود درباره آينده همان نوجوانان را در گزارشي به رشته تحرير درآورند. دانشجويان در مورد هر يك از اين نوجوانان نوشته بودند: " هيچ شانسي ندارد". بيست و پنج سال پس از اين واقعه، استادي ديگر از دانشگاه ضمن برخورد با مدارك و بررسي هاي اين تحقيق از دانشجويان خود مي خواهد تا مساله را پيگيري كنند و ببينند چه بر سر آن 200 نوجوان آمده است. دانشجويان دريافتند به استثناي 20 پسري كه مرده و يا به محل هاي ديگر كوچيده بودند، 176 نفر از 180 نفر باقيمانده در شغل هاي نسبتاً خوبي چون وكالت، طبابت و تجارت مشغول بكار هستند.
استاد متعجب مي شود و تصميم مي گيرد موضوع را تا اخذ نتيجه نهايي پيگيري كند. همه اين مردان در منطقه تحقيق بسر مي بردند و از اين رو براي استاد اين امكان وجود داشت تا تك به تك آنان را ملاقات كرده و بپرسد: "علت موفقيت شما چه بوده است؟" در هر مورد، ‌اين پاسخ پراحساس را شنيده بود كه: " يك معلمي داشتيم كه..."
معلم هنوز در قيد حيات بود، لذا استاد توانست وي را، كه حالا ديگر كاملاً پير شده بود ولي هنوز هشياري و ذكاوت از سكناتش مي باريد، پيدا كند و فرمول سحرآميزش را كه به وسيله آن توانسته بود اين بچه هاي كوچه پس كوچه هاي كثيف پائين شهر را به چنان موفقيت هايي برساند، بپرسد.
چشمان معلم از شنيدن اين سوال برق زده بود و لبانش با لبخندي ملايم به حركت درآمده بود كه:
"
خيلي ساده است ، من از صميم قلب به يكايك آن بچه ها عشق مي ورزيدم."
 
"
اريك باترورث"
 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 17:33  توسط J a v a d  | 

مکان، صحرای عرفات
زمان ، روز عرفه

ستایش ، اعتراف ، توبه ، پذیرش

سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك

خداوندا با ستايشت تو را تسبيح مي گويم

لا الهَ الاّ اَنْتْ

جز تو خدايي نيست

عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي

كار بد كردم و بخود ظلم نمودم

وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي اِغْفرلي

به گناه خود اعتراف مي كنم

اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ

تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهرباني

و خدا آدم را بخشید . . .


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 9:57  توسط J a v a d  | 

نوشتن یک برنامه خوب تجاری پیش نیاز انجام درست وظایف می‌‌باشد .از این رو ، صرف وقت برای تهیه آن از طریق لحاظ کردن ۱۰ مرحله مقدماتی ذیل ، مفید فایده خواهد بود :

۱-از خود بپرسید چرا یک برنامه تجاری می نویسید . این کار سرمایه تان را افزایش می دهد یا همانند راه بردی برای پیشبرد تجارت است؟

۲-برای شروع تجارت ابتدا اهدافتان را برای سه تا پنج سال آینده فهرست کنید.

۳-به طور واضح مخاطب تان را معین کنید.

٤-یک جدول محتویات بنویسید تا دقیقا" بدانید که به چه بخشهایی برای تحقیق و اطلاعاتی را برای تقویت شان نیاز دارید.

۵-از اطلاعاتی که برای تحقیق نیاز خواهید داشت لیستی تهیه کنید . به عنوان مثال ، به شاخص آمار در مورد آمارگیری نفوس مخاطبان خود ، رقیبان ، مرکز تجارت ،و از این قبیل احتیاج دارید.

۶-منابع تحقیقی را فهرست کنید که سودمند ترین باشند ، مانند سایت های معتبر.

۷-فهرست تیم مدیریت را بنویسید . اگر به قابلیتهای بعضی ها مطمئن نیستید ، الان وقتش است که تصمیم بگیرید که آیا در هیئت مدیره باشند یا نباشند . بیوگرافی هریک را جمع آوری کنید.

۸-تالیف تمام کلید های اسناد مالی تان راآغاز کنید . بعدا" می توانید تصمیم بگیرید که در بر نامه تجاری تان کدامیک را مورد استفاده قرار دهید.

۹-نمو نه برنامه های تجاری را بخوانید . از آنجا که بیشمار برنامه های تجاری پیش از برنامه شما آغاز شده اند. نیازی به ابداع مجدد این چرخه نیست . به عنوان راهنما به دنبال برنامه تجاری باشید که بیشترین شباهت را به نمونه آزمایشی خودتان دارد . همچنین می توانید با دیگر صاحبان تجارت گفت گویی داشته باشید، کسانی که برنامه هایی داشته اند ودر این اثنا تجربیاتی کسب کرده اند.

۱۰-تعیین کنید از چه نرم افزاری برای نوشتن برنامه تجاری استفاده خواهید کرد‌. می توانید از برنامه ابتدایی گرفته تا نرم‌افزار‌های برنامه تجارت، هر کدام که سطح نیاز شما را برآورده می کند مورد استفاده قرار دهید .

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 13:51  توسط J a v a d  | 

مرد جواني، از دانشكده فارغ التحصيل شد. ماهها بود كه ماشين اسپرت زيبايي، پشت شيشه هاي يك نمايشگاه به سختي توجه اش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو مي كرد كه روزي صاحب آن ماشين شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود كه براي هديه فارغ التحصيلي، آن ماشين را برايش بخرد. او مي دانست كه پدر توانايي خريد آن را دارد. بالأخره روز فارغ التحصيلي فرا رسيد و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصي اش فرا خواند و به او گفت: من از داشتن پسر خوبي مثل تو بي نهايت مغرور و شاد هستم و تو را بيش از هر كس ديگري دردنيا دوست دارم. سپس يك جعبه به دست او داد. پسر، كنجكاو ولي نااميد، جعبه را گشود و در آن يك انجيل زيبا، كه روي آن نام او طلاكوب شده بود، يافت. با عصبانيت فريادي بر سر پدر كشيد و گفت: با تمام مال و دارايي كه داري، يك انجيل به من مي دهي؟
كتاب مقدس را روي ميز گذاشت و پدر را ترك كرد. سالها گذشت و مرد جوان در كار وتجارت موفق شد. خانه زيبايي داشت و خانواده اي فوق العاده. يك روز به اين فكر افتاد كه پدرش، حتماً خيلي پير شده و بايد سري به او بزند. از روز فارغ التحصيلي ديگر او را نديده بود. اما قبل از اينكه اقدامي بكند، تلگرامي به دستش رسيد كه خبر فوت پدر در آن بود و حاكي از اين بود كه پدر، تمام اموال خود را به او بخشيده است. بنابراين لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسيدگي نمايد. هنگامي كه به خانه پدر رسيد، در قلبش احساس غم و پشيماني كرد. اوراق و كاغذهاي مهم پدر را گشت و آنها را بررسي نمود و در آنجا، همان انجيل قديمي را باز يافت. در حاليكه اشك ميريخت انجيل را باز كرد و صفحات آن را ورق زد و كليد يك ماشين را پشت جلد آن پيدا كرد. در كنار آن، يك برچسب با نام همان نمايشگاه كه ماشين مورد نظر او را داشت، وجود داشت. روي برچسب تاريخ روز فارغ التحصيلي اش بود و روي آن نوشته شده بود: تمام مبلغ پرداخت شده است
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:49  توسط J a v a d  | 

دي شيخ با چراغ  همي گشت  گرد  شهر
کز  ديو  و  دد  ملولم  ،   انسانم   آرزوست

گفتند:« يافت مي نشود ،  جسته ايم  ما»
گفت:« آنکه يافت مي نشود، آنم آرزوست»
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 15:25  توسط J a v a d  | 


www.ephoto.blog.com                                                                            by : J a v a d
11 آگوست 2007

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 11:55  توسط J a v a d  | 

اگر مثل گاو گنده باشی ، می دوشنت !
اگر مثل خر قوی باشی ، بارت می کنند !
اگر مثل اسب دونده باشی ، سوارت می شوند ....

فقط از فهمیدن تو می ترسند .

" دکتر علی شریعتی "
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 8:22  توسط J a v a d  | 

كليات گياه شناسي

چاي كوهي به مقدار زياد در آمريكا و اروپا پرورش مي يايد و معمولا بصورت خودرو در ميان مزارع گندم و ذرت يافت مي شود . چاي كوهي در اروپاو آمريكا بنام سنت جونز شهرت درد و مدتي است كه بسيار معروف شده و تقريبا براي هر بيماري بكار ميرود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 9:2  توسط J a v a d  | 

پسر كوچكي براي مادر بزرگش توضيح مي‌دهد که چگونه همه چيز ايراد دارد: مدرسه، خانواده، دوستان و ...
مادر بزرگ كه مشغول كيك درست کردن است، از پسر كوچولو مي‌پرسد كه كيك دوست دارد؟ و پاسخ پسر كوچولو البته مثبت است.
- روغن چطور ؟
- نه!
- و حالا دو تا تخم مرغ ؟
- نه مادر بزرگ!
- آرد چي؟ از آرد خوشت مي‌آيد؟ جوش شيرين چطور ؟
- نه مادر بزرگ! حالم از همه‌شان به هم مي‌خورد.
- بله، همه اين چيزها به تنهايي بد به نظر مي‌رسند. اما وقتي به درستي با هم مخلوط شوند، يك كيك خوشمزه درست مي‌شود.

خداوند هم به همين ترتيب عمل مي‌كند. خيلي از اوقات تعجب مي‌كنيم كه چرا خداوند بايد بگذارد ما چنين دوران سختي را بگذرانيم. اما او مي‌داند كه وقتي همه اين سختي‌ها را به درستي كنار هم قرار دهد، نتيجه هميشه خوب است.
ما تنها بايد به او اعتماد كنيم، در نهايت همه اين پيشامدها با هم به يك نتيجه فوق العاده مي‌رسند
+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 8:55  توسط J a v a d  | 

  یک طرح کسب و کار باید به سئوالات کلیدی زیر پاسخ گوید:
  • چه چیزی؟
  • چرا؟
  • چگونه؟
  • چه کسی؟
  • چه زمانی؟
  • چقدر؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 17:26  توسط J a v a d  | 

دنیای دیجیتال و فناوری ابداع شده در این حیطه، سبب شده انسان بتواند با ابزارهای ساده کارهای خارق العاده و تا حدودی دور از ذهن انجام دهد. زمانیکه اولین دوربین عکاسی در اواخر قرن نوزدهم ابداع شد تنها قادر بود مناظر ثابت را به تصویر بکشد و با محدوده رنگهای بسیار ابتدایی به ثبت لحظات و رویدادها نماید. 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 11:27  توسط J a v a d  | 

با توجه به نوع رشته ورزشی کوهنوردی و سنگنوردی اندام تحتانی و پاها بیشترین نقش وفعالیت را در انجام این رشته ورزشی دارد.
و قاعدتا شایعترین آسیب های ورزشی در کوهنوردی صدمات اندام تحتانی و پاها میباشد.مفاصل زانو و مچ پا نیز از حساسترین مفاصل بدن میباشند که در ورزش کوهنوردی در معرض مستقیم ضربات متوالی و متناوب میباشند.نتیجه اینکه برای پیشگیری از آسیب های پا میبایست به سلامت پا بیشتر توجه نمود ودر این میان اهمیت کفش مناسب و تاثیر آن بر سلامت بدن بوضوح قابل درک است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 15:33  توسط J a v a d  | 

توی يه موزه معروف که با سنگ های مرمر کفپوش شده بود, مجسمه بسيار زيبای مرمرينی، به نمايش گذاشته شده بود که مردم از راه های دور و نزديک واسه ديدنش به اونجا می اومدند.
و کسی نبود که اونو ببينه و لب به تحسين باز نکنه.
يه شب، سنگ مرمری که کفپوش اون سالن بود، با مجسمه شروع به حرف زدن کرد و گفت:
"اين منصفانه نيست!
چرا همه پا روی من می ذارن تا تو رو تحسين کنن؟!
ما هر دومون توی يه معدن بوديم. مگه نه؟
اين عادلانه نيست!
مجسمه لبخندی زد و آروم گفت:
"يادته روزی که مجسمه ساز خواست روی تو کار کنه, چقدر سرسختی و مقاومت کردی؟"
سنگ پاسخ داد:
"آره؛ آخه ابزارش به من آسيب می رسوند.
آخه گمون کردم می خواد آزارم بده.
آخه تحمل اون همه درد و رنج رو نداشتم."
و مجسمه با همون آرامش و لبخند مليح ادامه داد که:
"ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چيز بی نظيری بسازه.
به طور حتم بناست به يه شاهکار تبديل بشم.
به طور حتم در پی اين رنج،گنجی هست.
پس بهش گفتم:
هرچی ميخوای ضربه بزن. بتراش و صيقل بده!
و درد کارهاش و لطمه هائی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خريدم.
و هر چه ضرباتش بيشتر می شدن، بيشتر تاب می آوردم تا زيباتر بشم! "
پس امروز نمی تونی ديگران رو سرزنش کنی که چرا پا روی تو ميذارن و بی توجه عبور می کنن.

آره دوست من! رنج و سختی ها، هدايای خالق مهربان هستی است، به من و تو . و يادمون باشه كه قراره اون قدر زيبا بشيم که خودمون هم نمی تونيم از الان باور و تصور کنيم.
پس بيا از اين به بعد به هر مسئله و مشکلی سلام کنيم و بگيم: "خوش اومدی"

و از خودمون بپرسيم : "اين بار اون لطيف بزرگ، چه موهبت و هديه ای برامون فرستاده؟"
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 11:8  توسط J a v a d  | 


www.ephoto.blog.com                                                                            by : J a v a d
11 آگوست 2007

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 13:32  توسط J a v a d  | 

همانطور که در تعاریف اشاره شد، نمی‌توان یک تعریف دقیق، از پیش‌تعیین‌شده و ثابت از طرح کسب و کار ارائه داد، بلکه طرح کسب و کار می‌تواند در شرایط مختلف به صورت اقتضایی تعریف شود. طبیعتاً چهارچوب طرح تجاری و نوع و حجم اطلاعات موجود در طرح‌های کسب و کار نیز با یکدیگر متفاوت است.

طرح‌های کسب و کار ابزار تصمیم‌گیری هستند. آنها محتوای از پیش‌تعیین‌شده و ثابتی ندارند. محتوا و قالب طرح کسب و کار بر اساس اهداف و مخاطب آن تعیین می‌شود. قاعده‌ی کلی برای تعیین اطلاعاتی که باید در یک طرح کسب و کار بیایند این است: تمام اطلاعاتی که برای تصمیم‌گیری در خصوص دنبال کردن یا نکردن یک هدف لازم است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 8:29  توسط J a v a d  | 

سرمازدگي عمومي يا هيپو ترمي:
كوهنوردي و ورزشهاي طبيعي نظير اسكي،غار نوردي،سنگنوردي،... از ورزشهايي است كه فرد در تماس مستقيم با سرما ،رطوبت،باد و...بوده و همواره در معرض سرمازدگي وهيپوترمي مي باشد.
زمانی که حرارت بدن انسان به دمای زیر 35 درجهء سانتیگراد می رسد سرمازدگی عمومي يا هيپو ترمي به انسان دست می دهد.سرمازدگی های متوسط را می توان به خوبی درمان نمود.اما زمانی که حرارت بدن به زیر 36 تا 24 درجه سانتیگراد می رسد شانس بهبودی بسیار ضعیف می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 8:47  توسط J a v a d  |